السيد علي الحسيني الميلاني
40
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
ممكن است كسى ادّعا كند كه من نيز صدّيق هستم ، يا صدّيق بودن را براى كسى ادّعا كند ، امّا شاهد صدق لازم است . اين ادّعا در مقام اثبات دليل مىخواهد . از اين رو ائمهء ما در طاعت ، ايمان ، تقوا ، محبّت به خداوند متعال و در دفاع از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله و دين صدّيق بودند . خداوند متعال مىفرمايد : با راستگويان باشيد . كَوْن و بودن با راستگويان مقدمه دارد ، هر كسى اين توفيق را ندارد . نخست بايستى تقوا باشد ، آن گاه بودن با صادقان . غير متّقى لياقت بودن با صادقان را ندارد . در منابع سنّى فراوان روايت نقل شده كه مراد از صادقان در اين آيه ، ائمّه عليهم السلام هستند . عجيب اين كه آنان به اين حقايق اقرار مىكنند ، امّا در عين حال از آن بزرگواران اعراض مىكنند كه « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ » ؛ « 1 » در حالى كه يقين به آيات الاهى داشتند ، از روى ظلم و سركشى ( آيات الاهى را ) انكار كردند . مالك بن انس ، ابوبكر بن جُعابى ، ابن مردويه اصفهانى ، ابواسحاق ثعلبى ، ابونعيم اصفهانى ، حاكم حسكانى ، خطيب خوارزمى ، ابن عساكر دمشقى ، سبط ابن جوزى ، ابوالحجاج مزّى ، جلال الدين سيوطى ، جمال الدين زرندى ، ابن حجر مكّى ، قاضى القضات شوكانى و شهاب الدين آلوسى كه هر كدام در زمان خود بزرگى بودهاند از بزرگان صحابه و تابعين روايت كردهاند كه مراد از « الصادقين » در اين آيه ، ائمّه اهل بيت عليهم السلام هستند . « 2 »
--> ( 1 ) . سوره نمل ( 27 ) : آيه 14 ( 2 ) . ر . ك : نظم درر السبطين : 91 - 92 ، فتح القدير : 2 / 414 ، صحيح ابن حبان : 8 / 162 - 163 ، الدر المنثور : 3 / 289 و 290 ، الديباج على صحيح مسلم : 6 / 115 ، المناقب ، خوارزمى : 280 ، شواهد التنزيل : 1 / 343 ، حديث 355 و 345 ، حديث 357 ، تاريخ مدينة دمشق : 42 / 361 و 50 / 200 و 201 ، تهذيب الكمال : 5 / 84 ، فتح البارى : 10 / 422 ، المعجم الكبير : 19 / 46 و 47 ، كتاب التوابين ابن قدامه : 100